تبليغاتX
دست نوشت





















دست نوشت

...در مسیر کمال

چیزهایی که دوست دارم...

هر روز بیشتر به این جمله باور پیدا میکنم که انسان در سکوت رشد میکند .سکوت را بسیار دوست دارم.

تنها بودن را دوست دارم.تنها بودن برای من فرصتیسیت برای سکوت و رشد .

آرام و تند راه رفتن را دوست دارم.

لبخند و رضایت دوستانم موجب شادی ام است و از موفقیت آنها در هر کاری خوشحال میشوم.دوست ذارم هر روز آنها را شاد ببینم.

نوازش را دوست دارم.

همه ی اینها را دوست دارم چون خودم را دوست دارم!

شما چه چیزهایی را دوست دارید؟


+نوشته شده در 90/11/03ساعت9:37توسط میلاد | |

امروز به موضوعی فکر میکردم که به کارش هم گرفتم . مساله ای برام پیش اومد که دو راه در جلوی راهم برای مواجهه با اون وجود داشت .

اول داد و فریاد

دوم گفتگوی سازنده

د بسیاری از موارد در مواجهه با حل مسائلی که با  پدر،مادر،همسر برادر ،خواهر ،دوست و یا غریبه ها داریم هر دو راه پیش روی ماست .

معمولا با داد و فریاد و دعوا خشممان خالی میشود . ولی تضمینی برای رسیدن به نتیجه مطلوب نیست شاید گاهی مساله بغرنج شود و باعث کدورت نیز بگردد.

ترس از انتخاب نکردن روش دوم توسط بسیاری از افراد موفق نشدن و به نتیجه رسیدن در موضوع مورد بحث است .

در صورتی که با انتخاب این روش شما مکالمه برقرار میکنید و حرف های طرف دوم را هم گوش میدهید .ولی درحالت اول فقط یک مونولوگ رخ میدهد.

سر موضوعی امروز با پدرم مشکل داشتم ،تا شروع به صحبت کردم صدایش را بالا برد .گفتم لطفا داد نزن!

و بحث به آرامی به نتایج نسبی رسید .

اما هدفم از نگارش این پست شناخت چیپ چیپ افراد است!

چیپ چیپ چیست؟

هر کدام از ما به تکیه کلامی حساسیت مثبت یا منفی داریم ،نقاط ضعفی داریم که دوست نداریم از نظر دیگران دیده و یا بازگو شود و بالعکس نقاط قوتی داریم که از شنیدن آنها به وجد می آییم و خوشحال میشویم .

منظورم چرب زبانی و نعریف و تمجید بیخود نیست منظورم توجه و دقت به حساسیت های مثبت افراد برای پیروزی در بحث ها یا گفتگوهاست.

بعضی از افراد تکیه کلام های خاصی دارند که در ناخودآگاهشان معنای مثبتی دارد مثلا کسی جمله دستخوش این چقدر کاردرسته را در مکالتماش استفاده میکند . حالا شما برای تهیه یک تیزر تبلیغاتی به وی مراجعه میکنید و بدون اینکه صحبتی از تخفیف کنید به فرد میگویید آقا رضا تو واقعا کاردرستی!معمولا دیگر نیازی نیست به آقا رضا تاکید کنید که به ما تخفیف بده .

این یک مثال کوچک بود .ما در برخورد با نزدیک ترین کسان خود هم ناخودآگاه از بعضی عبارات استفاده میکنیم که گاهی مثبت و گاهی منفی است . برای اثر گذاری برافراد کافیست بدانید افراد با چه جملاتی احساس امنیت،عزت نفس ،احترام و... میکنند .

امیدوارم با این بحث کوتاه بتونه برای شما مفید باشه.

شاد و سربلند باشید

+نوشته شده در 90/10/10ساعت0:51توسط میلاد | |


همه ما دوست داریم باور کنیم که نزدیکان مان آدم‌هایی متعادل ، شاد و
دارای ذهنی سالم هستند اما بارها پیش آمده که متوجه شدیم واقعیت غیر از
این است. تصور کنید یکی از بهترین روزهای زندگی تان را آغاز کرده اید و
خدا را برای همه زیبایی‌ها و نعمت‌هایش شکر می‌کنید که ناگهان رویارویی
با یکی از آشنایان بلافاصله شما را از عرش به زیر می‌آورد. حتی اگر
انسانی خوشبین و مثبت باشید، در کنار چنین اشخاصی منفی خواهید شد.

هشت نوع شخصیت که باید از آنها دوری کرد:● خودشیفته‌ها

این افراد شدیدا حس خودبزرگ بینی دارند و چنین می‌پندارند که دنیا گرد
آنها می‌چرخد. این افراد مانند کنترل گرها موذی و حیله گر نیستند و تا
حدی آشکار خواسته‌های خود را بیان می‌کنند. گاهی به نظر می‌رسد باید به
آنها گفت: « فقط خودت مهم نیستی که!»

این افراد فقط خواسته‌های خود را در نظر می‌گیرند و نیازهای شما به باد
فراموشی گرفته می‌شود. در این رابطه شما احساس یاس و سرخوردگی پیدا
می‌کنید. آنها چنان انرژی شما را صرف خواسته‌ها و امیال خود می‌کنند که
دیگر چیزی برای خودتان باقی نمی‌ماند.

● منفی گراها

این دسته قادر به درک خوبی‌ها و شادی‌ها نیستند. اگر به آنها بگویید که
امروز روز بسیار قشنگی است حتما از اتفاق ناگوار قریب الوقوعی خبر
می‌دهند؛ اگر از موفقیت امتحان میان ترم خود خبر دهید، در مقابل از سختی
امتحانات نهایی به شما هشدار می‌دهند.

آنها شادی را نابود می‌کنند. دید مثبت شما به زندگی جای خود را به بدبینی
و منفی بافی می‌دهد. قبل از آنکه متوجه شوید، منفی گرایی در ذهن و روح
شما جایگزین شده و همه شادی‌ها پشت شیشه‌های خاکستری پنهان می‌شود

● افرادی که همیشه در مورد دیگران قضاوت می‌کنند

مواردی که شما زیبا و دلفریب می‌بینید، به نظر این افراد عجیب و غیرجذاب
است. اگر شما نظر جدیدی را جالب بدانید، این افراد آن را به کل اشتباه
می‌شمارند. اگر شما سلیقه دوستی را ستایش کنید، آنها آن را بد یا مایه
نگرانی قلمداد می‌کنند. افراد همیشه قاضی تقریبا مانند منفی گراها هستند.
اگر قسمت اعظم وقت خود را با اینگونه افراد بگذرانید، طولی نمی‌کشد که
شما هم یکی از آنها خواهید شد.

● خود رای‌ها

تخصص این عده کنترل دیگران به نفع خودشان است؛ و ممکن است چنان مهارتی هم
داشته باشند که شما اصلا متوجه کنترل آنها نشوید تا زمانی که دیگر دیر
شده است. این افراد نقطه ضعف‌های شما را پیدا می‌کنند و از این طریق به
خواسته‌های خود می‌رسند.

این افراد باورها و اعتماد به نفس شما را هدف قرار می‌دهند. این افراد
راهی برای اجبار شما به انجام کاری پیدا می‌کنند که لزوما انجام نمی‌دهید
و به این ترتیب شما احساس هویت، اولویت‌های شخصی و توانایی درک واقعیت
مساله را ازدست می‌دهید و به ناگاه دنیا حول محور خواسته‌ها و اولویت‌های
آنها قرار می‌گیرد.

● همیشه ناامیدها

اگر طرح جدید و بکری داشته باشید، همیشه ناامیدها به شما اطمینان می‌دهند
که با شکست روبه رو خواهید شد؛ و زمانی که موفق می‌شوید، شما را دلتنگ و
افسرده می‌کنند. اگر رویایی در سر داشته باشید، هشدار می‌دهند که دستیابی
به آرزویتان غیرممکن است.

این افراد «آنچه هست» را باور دارند و نسبت به «آنچه خواهد شد» مشکوک و
ناامید هستند. معاشرت با این افراد موجب می‌شود خودباوری و اعتماد به نفس
خود را به راحتی از دست بدهید. در حالی که پیشرفت و تغییر فقط نتیجه
نوآوری و بدعت گذاری است، رویای ناممکن‌ها و تلاش برای دستیابی به
دوردست‌ها.

● آنهایی که نمی‌توانند صممیمی‌شوند

در کنار این افراد هیچگاه حس صمیمیت و راحتی نخواهید کرد؛ داستانی خنده
دار تعریف می‌کنید اما آنها فقط لبخندی مودبانه تحویل می‌دهند. در پی بی
توجهی آنها، شما غمگین و افسرده می‌شوید. یکی از مهیج ترین اتفاقاتی را
که برایتان پیش آمده تعریف می‌کنید اما آنها فقط سرسری سر خود را تکان
می‌دهند.

روابط این دسته افراد مبتنی بر معیارهای سطحی و بی معنی است. زمانی که
شما واقعا به یک دوست نیاز دارید، آنها نیستند. زمانی که نیازمند انتقادی
سازنده هستید، از همانی که هستید تعریف می‌کنند و اگر حمایت بخواهید، شما
را محکوم به شکست می‌دانند.

● حرمت شکن‌ها

این افراد در بدترین زمان و به بدترین شکل ممکن حرفی می‌زنند یا کاری
انجام می‌دهند؛ در یک کلمه حرمت نگاه نمی‌دارند. شاید این فرد کسی باشد
که به او اعتماد کرده بودید اما او از این اعتماد سوءاستفاده کرده
ورازتان را برملا می‌کند. شاید یکی از نزدیکان تان باشد که در کارهایی که
به او ارتباط ندارد دخالت می‌کند، یا شاید همکاری باشد که رفتاری
تحقیرآمیز پیشه کرده است.

● آنهایی که همیشه متوقع هستند

هیچ وقت نمی‌توان این افراد را راضی و خوشحال نگه داشت. آنها قدر شما را
نمی‌دانند و خواسته‌هایشان غیرواقعی و نامعمول است؛ همیشه دنبال مقصر
جلوه دادن شما هستند و هرگز مسوولیت چیزی را خود قبول نمی‌کنند.


متاسفانه منبع این یادداشت را ندارم .

اما نکات خوبی در ارتباط با شناخت افراد و ارتباطات انسانی بیان کرده.

موفق باشید

+نوشته شده در 90/10/01ساعت14:56توسط میلاد | |

:: کاکتوس‌ها نمی میرند، از درون می‌‌گندند؛ تیغ نشان زنده بودن نیست

زمانی به پرورش کاکتوس علاقه مند بودم ،اوائل که کم تجربه بودم گاهی پیش میآمد که گیاه در عین طراوت ظاهری به ناگه دچار پوسیدگی میشد و راهی زباله دان.

حکایت حکایت بعضی از ماست که بر خلاف ظاهرمان از درون پوسیده ایم, این پوسیدگی صرفا جسمی نیست .

و علاجش هم شاید به آسانی رفع پوسیدگی بیرونی نباشد.

شما با تلاش و کوشش میتوانید به درون خود نفوذ کنید و کدری ها,یاس ها و افسردگی ها را از جامه ی درون بزدایید.

شاید در ابتدا امری آسان نباشد ولی با داشتن اراده ای قوی و عزمی راسخ میتوانید موفق شوید.

نظر شما را به فایلی صوتی از دکتر محمود معظمی جلب میکنم .

مکتب کمال

اگر توانستید فایل را دانلود کرده و روزی ذوبار آن را گوش کنید . 


امیدوارم شاد و موفق باشید

+نوشته شده در 90/09/24ساعت8:13توسط میلاد | |

بزرگواری میگفت:

با خدا باش پادشاهی کن

بی خدا باش هر چه خواهی کن

--------------------------------------------

وقتی به گذشته ها نگاه میکنم میبینم در بسیاری از موارد مورد لطف مستقیم خداوند قرار گرفته ام ،

روزی بشر درک خواهد کرد که  خدا تنها حقیقت است

با شناخت کامل حقیقت اسنان به آزادی روحانی میرسد.

آنسوی تضادها...

از انجا که خدا آنسوی تضادهاست لایتاهیست .او بالاتر از جنبه های محدود کننده خوب و بد ،کوچک و بزرگ،درست و غلط تقوی وگناه خوشحالی و بدبختیست .اگر به جای هر کدام از این صفات آن دیگری بود آنوقت نامحدود نمیشد بلکه محدود میگشت. فقط آنسوی تضاد هاست که خداوند لایتناهی میشود. محدود نمیتواند جزیی از نامحدود باشد.

هستی محدود ظاهریست محدود که حقیقت ندارد . فقط خدا حقیقی است.

ماهیت خدا عشق است .

آنهاییکه سعی دارند خدا را از طریق عقل درک کنند،به ایده ای خشک و بی روح میرسند که از ماهیت و ذات خدا بدور است.این درست است که خدا دانش بی کران ،هستی بی کران،شادمانی بی کران است اما ذات خدا را نمیتوان درک نمود مگر اینکه او را بصورت عشق بی کران بدانیم. در حالت ماورا که از آن تمام عالم  پا به عرضه وجود نهاده و سرانجام به آن بازگشت میکند خدا جاودانه ی عشق بی کران است.

خدا عشق بیکران است


با آرزوی آرامش ذهن برای شما خواننده عزیز

میلاد


+نوشته شده در 90/09/19ساعت2:23توسط میلاد | |